در ادامه صدور پیدرپی بیانیه از سوی شخصیتها و گروههای اصلاح طلب خصوصا بیانیههای میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سومین بیانیه مجمع روحانیون مبارز درباره انتخابات، مجامع سیاسی و رسانهای را بهتزده کرد.
علاوه بر تکرار مواضع ثابت کلیه بیانیهها نظیر دعوت از هواداران جبهه اصلاحات به حضور در صحنه، زیر سوال بردن سلامت انتخابات، اعتراض به شورای نگهبان، طرح درخواست ابطال انتخابات دهم و اخیرا هم درخواست تشکیل شورای حکمیت؛ آنچه تحلیلگران سیاسی را تعجبزده کرده است، لحن تند و بسیار افراطی این بیانیه و حملات صریح آن به مواضع رهبر انقلاب است که ناخودآگاه انسان را به یاد بیانیههای شدیدالحن گروهکها در سالهای اول انقلاب میاندازد.
تحلیل محتوای این بیانیه میتواند در زمینه رمزگشایی نیات و مقاصد اصلی نگارندگان آن و پیشبینی اقدامات بعدی آنان کمک کند. در ادامه مطلب مولفههای اصلی بیانیه فوق به طور کمی و کیفی مورد تحلیل قرار میگیرد.
البته تذکر این نکته ضروری است که مولفههای ذیلالذکر کاملا به یکدیگر تقوم و وابستگی دارند و القای هر یک از آنها مبنای استدلال برای القای دیگر مولفهها به ذهن مخاطبان قرار گرفته است.
القای تقابل ملت و حکومت
در این نامه تلاش شده است که در برهه کنونی ملت در برابر حکومت نشان داده شود و معترضین و کسانی که به طور غیرقانونی بیش از ده روز کشور را دچار التهاب و آشوب کردهآند ملت ایران بر شمردهشوند تا وجهه غیرقانونی اعتراضات تحتالشعاع مردمی بودن آن قرارگیرد.
در این بیانیه بیش از ده مرتبه لغت «میلیونها» به کار رفته است. برای مثال عبارت «وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند» اینگونه به مخاطب القا میکند که گویی بسیاری از مردم ایران اتهام تقلب را باور کردهاند. ادعایی که نه میتوان آن را رد و نه اثبات کرد.
و یا در عبارت «میلیونها انسان در سراسر کشور میخواهند و حق دارند فریاد اعتراض خود را به صورت راهپیمایی و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. »جمعیت شرکت کننده در اعتراضات پس از انتخابات میلیونها نفر برشمرده شدهاند، حال آنکه جمعیت فوق در روز دوشنبه 25 خرداد که اوج حضور حامیان میرحسین در صحنه بود حداکثر به یک میلیون نفر میرسید. علاوه بر اینکه به غیر از تهران فقط در برخی از شهرها شاهد ناآرامیهایی بودیم که آن هم بیش از حرکات مردمی به آرام به اغتشاشات خیابانی میمانست که به سرعت نیز به پایان میرسید.
همچنین در این بیانیه 16 مرتبه از لفظ «مردم» استفاده شده است. شاید در ابتدای امر استفاده از لفظ مردم اهمیت زیادی نداشته باشد؛ اما توجه به کثرت تکرار این واژه و نقش و معنای مدنظر از آن در جملات، ما را به این نتیجه میرساند که هدف، القای تقابل مردم و حکومت است. برای مثال به عبارات ذیل توجه کنید: «چرا حضور اعتراضی میلیونها نفر از همین مردم به توطئه و دسیسه بیگانگان نسبت داده میشود»، «کدام عقل سلیم باور میکندکه حرکت اعتراضی میلیونها انسان آگاه...»، «انواع اهانتهایی است که از بلندگوهای حکومتی نثار مردم میشود و باید پس از آن با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود...»
تطهیر بیگانگان و مردمینشاندادن اتفاقات پس از انتخابات
آنچه اکنون پس از دستگیری و اعترافات برخی عناصر روشن شده است، ارتباط گردانندگان ماجراهای پیش و پس از انتخابات با دولتهای بیگانه است. حداقل میتوان گفت که حرکات انجام شده از سوی طیف موسوم به جبهه اصلاحات همراستا با منافع بیگانگان بوده است و آنان توانستهاند با هدایت عناصر خود به درون ماجرا به نحوی در آن دخالت کنند. نقش رسانههای بیگانه و تلاش آنان برای القای تقلب و تبلیغات گسترده برای به صحنه کشاندن هواداران کاندیداهای شکست خورده غیر قابل انکار است. اما در این بیانیه تلاش برای انکار قطعی این واقعیت مشاهده میشود.
مانند: « چرا حضور اعتراضی میلیونها نفر از همین مردم به توطئه و دسیسه بیگانگان نسبت داده میشود»، « چرا به مردم اهانت میکنند و این حرکت مردمی و در کمال وقار و آرامش را به بیگانگان نسبت میدهند»،« کدام عقل سلیم باور میکندکه حرکت اعتراضی میلیونها انسان آگاه از کارگران، کسبه، کشاورزان، روحانیون، دانشجویان و سایر اقشار نقشه و طراحی این گروه یا آن گروه و با حمایت بیگانگان باشد؟»
تقبیح فضای امنیتی ایجاد شده پس از انتخابات و مبالغه در مورد آن
آنچه این روزهای از دستگاههای امنیتی و انتظامی کشور سر میزند عکسالعمل طبیعی نهادهای امنیتی در تمام کشورها در مواجهه با تهدیدهای نرم و آشوب و اغتشاش است. این کمترین وظیفهای است که هر حکومت برای حفظ امنیت شهروندان خود بر عهده دارد. اما در این بیانیه سعی شده است تا اولا مشروعیت فعالیت نهادهای تامین کننده نظم و امنیت عمومی به نحوی زیرسوال رفته و برنامهای در راستای تقلب مورد ادعای آقایان نمایش داده شود و از سوی دیگر با تطهیر اغتشاشگران و مردمی جلوه دادن حرکات آشوبگرانه آنان عکسالعمل طبیعی یگانهای امنیتی تقبیح گردد. همچنین به نحو زیرکانهای سعی شده این فضا بسیار بیش از آنچه وجود داشته القاء شود و در مجموع فضایی از رعب و وحشت و خفقان را برای کشور به تصویر بکشد که در آن مردم از حقوق اولیه خود محروم شدهاند.
در این بیانیه حداقل هشت مرتبه در قالب عباراتی مانند آنچه در ذیل میبینیم به این مسئله پرداخته شده است: « هزاران نفر را در خیابانها و از خانههایشان میربایند و با رفتاری بسیار زشت و ناپسند آنان را اعم از زن و مرد به نقاط نامعلوم میبرند؟»، « شخصیتهای محترم و خدمتگذار ملت در طول سی سال گذشته را به بهانههای واهی با بدترین رفتارها دستگیر میکنند و به زندانها میکشانند؟ »،« آنان که با لشکرکشی در خیابانها شهر را به صورت یک پادگان نظامی درآوردهاند»، « بیجهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآوردهاند»، « ما مصرانه خواستار آزادی تمامی دستگیرشدگان از شخصیتهای سیاسی روحانی و غیر روحانی هستیم و هرگونه محاکمه غیرقانونی و بازجوییهای تحت فشار و رعب را محکوم میکنیم.»، « وقتی که مطبوعات را یا بسته اند و یا به شدت سانسور می کنند، وقتی وسائل ارتباطی از پیامکها و سایتها و اینترنت همه را از کار بیندازند و در تلفنهای همراه اخلال ایجاد کنند»
اشاره به مصادیق ملموس و قابل درک برای خوانندگان-همچون قطع موبایل و پیام کوتاه- در کنار عبارات مبالغهآمیز و وقایعی که مدنظر نویسندگان است اما خواننده نسبت به آن اطلاعی ندارد؛ به طورناخودآگاه خواننده را به این جمعبندی و احساس میرساند که واقعا فضای جامعه به شدت پلیسی است و حتما ارتباطی بین این فضا و احتمال تقلب وجود دارد.
القای دروغگویی و بیعدالتی ارکان نظام
تلاش برای القای سیطره دروغ، تقلب و بیعدالتی نهادهایی همچون شورای نگهبان، صدا و سیما و حتی کلیت نظام، یکی دیگر از مولفههای این بیانیه است که حداقل پنج بار تکرار شده است. «میلیونها انسان در سراسر کشور به نتایج اعلام شده این انتخابات باور و اطمینان ندارند، بلکه آن را محصول یک طراحی حساب شده میدانند و بدان معترضنند»، « وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمهای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟»،« مگر رژیمهای گذشته در ایران و سایر کشورها از این اباطیل چه طرفی بستند که امروز همان نسخه پوسیده را کپی کرده و به مردم اهانت میکنند.»، « مردم میگویند در انتخابات امانتداری نشده است و باید انتخابات ابطال شود»، « صدا و سیما را از شأن یک رسانه ملی به رسانه دولتی تبدیل کنند و یکجانبه به بدترین شیوه حقایق را وارونه جلوه دهند.»، «... به دروغپردازیهای رادیو و تلویزیون نفرین میکنند؟»
القای خونریزی و جنایت
تلاش برای قرمز نشان دادن فضای کشور و القای جنایتکاری نظام و آغشته شدن دست او به خون بیگناهان، و بزرگنمایی آن از ابتدا تا انتهای بیانیه مشاهده میشود. در این بیانیه در مجموع 8 مرتبه در قالب عبارات مختلف این فضا به خوانندگان القا شده است. عباراتی از قبیل: «...باید جنازه جوانان خود را از میان خاک و خون بردارند»، «...سفیر گلولههایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد»، «...فانالله و انا الیه راجعون»، «...با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود»، «...عدهای مجروح یا کشته و گروهی هم به بند کشیده شوند» ، «...اغتشاشها و زخمی شدنها»، «...مردم در سراسر کشور یک روز را برای شهیدان خود به سوگ بنشینند»، «رحمت و غفران الهی بر شهیدان به خون خفته» عباراتی هستند که در پایان مطالعه بیانیه خواننده را درگیر یک فضای احساساتی میکند که به طور ناخودآگاه همدردی او را با داغدیدگانی که معلوم نیست چند نفر هستند برمیانگیزانند و زمینه را برای همراهی او با نویسندگان نامه فراهم میکند.
القای تقابل نظام با راه و ارزشهای امام و انقلاب
این روزها بازار دفاع از اصول انقلاب، راه امام خمینی(ره) و آرمانهای او داغ است. اما مسئله اینجا است که از اصول و آرمانهای امام یادی نمیشود و حفظ راه امام با مصونیت اطرافیان امام-آن هم فقط تعداد مشخصی از آنها- از هرگونه نقد و اعتراض برابر دانسته میشود. اما جای این سوال باقی است که مدعیان راه امام چرا از زیر پا گذاشتن اصول امام همچون پایبندی به قانون، اطاعت از ولی فقیه و حفظ نظام از گزند بیگانگان هیچ ابایی ندارند. و از انتساب خود به امام سپری ساختهاند تا بتوانند در پناه آن سخن خود را به کرسی بنشانند و رفتار خود را توجیه کنند. حداکثر اینکه از راه امام به تکرار الفاظ اکتفا کنند با ظاهر شعارهای انقلاب و امام را سر دهند اما آن کنند که خود میخواهند.
در این بیانیه نیز همین رویکرد به طور جدی دنبال شده است. در عباراتی همچون:« حرکت میلیونها جوان در ایام انتخابات و در راهپماییها با فریاد الله اکبر و با شعار یا حسین چه کسانی را آزرده و عصبانی کرده است»، « جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که در طول سالیان دفاع مقدس نخست وزیر این کشور بوده و همواره در برابر کارشکنان مورد حمایت بیدریغ حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است»، « در مدت کمتر از سه ماه میلیونها انسان شیفته امام خمینی را با یاد و نام آن عزیز به صحنه آورده است و میلیونها جوان را که میرفتند از هر نوع مشارکت و همراهی جمهوری اسلامی روی بگردانند، با نشان دادن راه و خط صحیح حضرت امام خمینی به پای صندقهای رای آورده است»،« آیا دستی در کار است تا با این رفتارهای غیر انسانی آبروی امام و جمهوری اسلامی را به تاراج دهد؟» این موضوع را میتوان مشاهده کرد.
زیرسوال بردن مواضع اصولی نظام
در این بیانیه به نحو هوشمندانهای تلاش شده است تا موضعگیریهای اصولی نظام در روزهای اخیر زیرسوال برده شده و رد شود. مهمترین این مواضع عبارت است از «اتقان و سلامت انتخابات»، «لزوم پیگیری کار از طریق مجاری قانونی و شورای نگهبان»، «تن ندادن به بدعتهای فراقانونی»، «دخالت بیگانگان در اغتشاشات»، «ابطال انتخابات» و «مسئول بودن سیاسیون معترض در برابر خسارات و خونریزیها». این رویکرد را در جملات ذیل میتوان مشاهده نمود:« وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمهای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟»،« چرا به مردم اهانت میکنند و این حرکت مردمی و در کمال وقار و آرامش را به بیگانگان نسبت میدهند »، « مردم میگویند در انتخابات امانتداری نشده است و باید انتخابات ابطال شود، »، « عامل همه اغتشاشها و زخمی شدنها و کشته ها و دیگر خساراتی را که به مردم وارد شده است، کسانی میدانیم که بیجهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآوردهاند »،« ما برای بازگرداندن اطمینان و اعتماد مردم خواهان آن هستیم که هیاتی متشکل از افراد بیطرف و کاردان و آشنا به قوانین به شکایات نامزدهای معترض رسیدگی کنند و با رعایت حق و عدل به داوری بنشینند و با تصمیمی خداپسندانه آرامش را به کشور برگردانند.»
تلاش برای تطهیر میرحسین موسوی از اتهامات وارده
عملکرد میر حسین موسوی در روزهای پس از انتخابات و خصوصا روزهای پس از اتمام حجت رهبری در خطبههای نماز جمعه، در عرصه داخلی و خارجی خسارات مادی و معنوی بسیاری به کشور وارد کرده است. هر کس در وقایع اخیر مقصر باشد باید در برابر خونهای ریخته شده، سلب اعتماد عمومی مردم از نظام اسلامی، آبروی ریختهشده از نظام در عرصهبینالملی، تبدیل شدن حماسه حضور 40 میلیونی مردم به تفرقه و اختلافات داخلی که حتی تا سطح خانوادهها نیز امتداد پیدا کرده، خسارات مالی گسترده و بسیاری ضررهای جبرانناپذیر دیگر که به نظام وارد شده است پاسخگو باشد. میرحسین موسوی به دلیل رهبری جریان مخالف و عدم تمکین به قانون و ولایت فقیه متهم ردیف اول دادگاه عدل وجدانهای مردم است. اما در این بیانیه تلاش شده تا این نگاه اصلاح شده و میرحسین از اتهامات وارده تطهیر شود. القای این احساس برایند کلی نامه است اما بندهای ذیل با همین هدف در بیانیه نگاشته شده است: « جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که در طول سالیان دفاع مقدس نخست وزیر این کشور بوده و همواره در برابر کارشکنان مورد حمایت بیدریغ حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است، پس از بیست سال رصد کردن اوضاع کشور امروز احساس خطر کرده است و برای نجات کشور از مدیریت غلط چهار سال گذشته به میدان آمده و در مدت کمتر از سه ماه میلیونها انسان شیفته امام خمینی را با یاد و نام آن عزیز به صحنه آورده است و میلیونها جوان را که میرفتند از هر نوع مشارکت و همراهی جمهوری اسلامی روی بگردانند، با نشان دادن راه و خط صحیح حضرت امام خمینی به پای صندقهای رای آورده است، آیا چنین شخصیتی به جای آنکه مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرد، باید توسط همانهایی که در آن زمان در برابر او صفآرایی میکردند و نیز اخلاف آنان ،امروز مورد عتاب قرار گیرد و آنچه زیبنده خود آنان است به مهندس موسوی نسبت دهند؟ آیا آقای مهندس موسوی مسبب اغتشاشات است یا آنان که با لشکرکشی در خیابانها شهر را به صورت یک پادگان نظامی درآوردهاند و مردم بویژه جوانان را تحریک میکنند و احساساتشان را جریحهدار میسازند؟»
« ما قویاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنیم و در برابر تهمتهای ناجوانمردانه و از آن جمله تهمت تسبیب اغتشاشها به ایشان از وی دفاع میکنیم و عامل همه اغتشاشها و زخمی شدنها و کشته ها و دیگر خساراتی را که به مردم وارد شده است، کسانی میدانیم که بیجهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآوردهاند و آنها باید شناسایی و محاکمه شوند. »
باید از نگارندگان این بندها پرسید که هواداران و اغتشاشگرانی که ادعای هواداری آقای موسوی را داشتند اول به صحنه آمده و خط تخریب و درگیری را آغاز کردند یا اینکه نیروهای امنیتی؟ مثل اینکه نویسندگان این بیانیه اندک اعتباری برای اطلاعات و خاطرات مردم نیز قائل نیستند و آشکارا اغتشاشات را به گردن نیروهای امنیتی و انتظامی میاندازند. مردم تهران هنوز وضعیت خیابانهای مرکزی شهر را در بعدازظهر روز شنبه پس از انتخابات فراموش نکردهاند که در کمتر از یک ساعت موتور سواران و گروههای هوادار ایشان تمامی خیابانهای مرکز شهر را به آشوب کشیده و به تخریب و آتشسوزی پرداختند؟!
نتیجهگیری
این بیانیه در نوع خود هم بینظیر است و هم موارد مشابهی در تاریخ انقلاب میتوان برای آن یافت. بیانیهای که بی شباهت با بیانیههای گروههای تندرو در سالهای ابتدایی انقلاب نیست. از مشخصات همیشگی نفاق، پیگیری اهداف نامشروع تحت لوای ظواهر مشروع و زیبا است. با توجه به عدم تکذیب این بیانیه از سوی اعضای مجمع روحانیون، این بیانیه را باید به منزله خداحافظی مجمع روحانیون مبارز از خط انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دانست. همچنین پایان یافتن این بیانیه با طرح درخواست «شورای حکمیت» میتواند از حرکات بعدی جبهه شکست خورده اصلاحات رمزگشایی کند.
(۱) این مقاله در تاریخ ۳/۴/۸۸ در سایت تحلیلی خبری کلمه نیوز منتشر شده است.
بسمه تعالی
بر اساس اصل صد و ده قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصلیترین وظیفهی رهبری تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی است و نظارت بر حسن اجرای سیاستها نیز بر عهده رهبری نظام قرار داده شده است. برداشت حداقلی از اصل صد وده قانون اساسی این است که نهادهای نظام در اموری که مربوط به سیاستهای کلی نظام هستند میبایست از دستورات رهبری در قالب نامههای رسمی و بخشنامهها تبعیت نموده و در موارد لازم نیز موارد ابهام از ایشان سوال شود. برداشت حداکثری در این زمینه آن است که نه تنها دستورات در قالب بخشنامهها و نامههای رسمی، بلکه تمامی تذکرات و توصیه و تبیینهایی که رهبری در بیانات و پیامهای خود دارد نیز به نحوی در سیاستگذاریها تاثیرگذار باشند...
ادامه مطلب
بسمه تعالی
الگوهای توسعه پاسخی ملموس و عينی هستند به دو سؤال مهم و مبنايی "به كجا؟" و "چگونه؟" در حركت جوامع به سمت اهداف و آرمانهايشان. بنابراين برای تئوریها و مكاتب توسعه میتوان دو مبنای مشترك و قابل تحليل و بررسی را برشمرد.
1- نوع نگاه فلسفی به انسان، جامعه و تاريخ كه متفكر توسعه بر آن اساس میانديشد.
2- نوع مسائل اجتماعی، فرهنگی، سياسی و اقتصادی كه بستر شكلگيری و تكامل تئوریهای گوناگون توسعه هستند...
ادامه مطلب
«فراروايت» (Metanarrative)، واژهاي که ليوتار[1] به کار برد، به معناي مفاهيم کلي و قالبهاي عامي است که بر انديشه اجتماعي سدههاي نوزدهم و بيستم حکمروايي ميکرد. تفاوت نميکرد که انديشهپرداز کنت باشد يا مارکس، وبر باشد يا دورکيم؛ همين که او تنوع بيپايان و بعضاً تکرارناپذير پديدهها و فرآيندهاي انساني و اجتماعي را در چند مفهوم کلي خلاصه و محدود ميکرد و اين مفاهيم را به قالبهاي عام بدل مينمود، به آفرينش «فراروايت» دست زده بود. ليوتار در سال 1984 انديشه پُستمدرن را در يک کلام خلاصه کرد: «ناباوري و تشکيک به فراروايتها.»...
ادامه مطلب
در آخرین مطلبی که در این وبلاگ منتشر نموده بودم در مورد خبری که در در این آدرس پیرامون تحریف بیانات امام امت منتشر شده بود صحبت کردم. خوشبختانه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت امام (ره) در جوابیه ای مفصل که برای رجانیوز ارسال داشته اند به این شبهه پاسخ داده و صوت سخنرانی را منتشر نموده و مشخص گردید که اشکال از ویرایش اولیه صحیفه نور بوده است و نه ویرایش صحیفه امام.
خوب الحمدلله که اینگونه بوده است و تحریفی اتفاق نیافتاده است.
بدینوسیله از موسسه و شخص آقای انصاری عذرخواهی نموده و برایشان آرزوی توفیق الهی دارم.
| بسمه تعالی |
سوال بعدی این است که محور توسعه چیست و بخش اساسی که باید بر آن همت گماشت کدام است؟ این همان سؤالی است که ما را به فلسفهی آموزش و پرورش میرساند. بدیهی است که محور توسعه را میبایست "توسعهی انسانی" بدانیم. چرا که بار اصلی توسعه را تودههای انسانی هر جامعه به دوش دارند...
ادامه مطلب
بسمه تعالی
کانون رهپویان وصال یک مجموعه فرهنگی است که در سال 76 توسط تعدادی از فارغالتحصیلان دانشگاه شیراز با هدف فعالیت فکری و فرهنگی در میان جوانان شیراز آغاز به فعالیت نمود...
ادامه مطلب
خبر انفجار در حسینیه سیدالشهدا رهپویان وصال قلب همه ما را جریحه دار کرد!
اما آنچه بیشتر از آن همه ما را سوخت نافهمی و بی تدبیری و نامردمی مسئولان امنیتی استان بود!...
ادامه مطلب
بسمه تعالی
عذرخواهی می کنم که خیلی وقت بود مطلبی نداده بودم!( از عمد نمیگم آپ، چون رهبری در دیدار اخیر دانشجویان یزد بر اجتناب از واژگان فرنگی تاکید کردند!)
همونطور که وعده دادهبودم از بحث مسئلهشناسی و مدل مسئله شناسی جهت شناخت نظاممند مشکلات و مسائل نظام جمهوری اسلامی شروع میکنم.
در کوچه و خیابان از این دست صحبتها زیاد میشنویم که:...
ادامه مطلب
بسمه تعالی
در روزهای گذشته کمی در مورد مهمترین چالش نظام- البته به اعتقاد بنده- یعنی خلا تئوریک صحبت کردیم.
اما امروز نقشهی اون مطالبی رو که میخوام بمرور زمان بهشون بپردازم براتون میگم و بعد انشاء الله وارد اون موضوعات بشیم.
به نظر من مهمترین چالشهای نظام که دیگر مشکلات همگی به نحوی مولود آنها هستند عبارتند از:
- خلاء تئوریک
- ضعف در مدیریت توسعه
- ضعف در فرهنگ عمومی و تخصصی نسبت به انقلاب اسلامی، ریشهها، آینده و اقتضائات آن
من فرض را بر این میگذارم که مخاطبین بنده در پیش فرضهایی چون پذیرش حکومت اسلامی (ولایت فقیه) ، حداکثری بودن دین مبین اسلام، استمرار مبارزه تا ظهور حجت حق، لزوم تاسیس تمدنی جدید- در کلیت و اجزاء- و کاملا متفاوت از آنچه بشر مدرن میاندیشد و ... با من همراه هستند. البته در طول مباحث بهطور اجمالی به بررسی مقولات فوق خواهیم پرداخت.
در ابتدا منظور خود را از چالش و ضعف بیان خواهم نمود و پس از آن دلائل خود را برای دست گذاشتن بر مشکلات فوق بیان خواهم کرد.
سپس به تفکیک وارد هر کدام از موضوعات خواهم شد و در موردضرورت بررسی، ابعاد، اجزا و مراحل رفع مشکل صحبت می کنم.
و انشاءالله در پایان نیز به بررسی استراتژی جامع مورد نیاز برای رفع چالشهای فوق و به تبع، کلیه مشکلات می پردازم.
این تذکر نیز لازم است که بررسی هر سه مورد ذکر شده با هم و در کنار یکدیگر معنا پیدا میکند.
بنابر این اگر در یک ماتریس سه در سه این سه عنوان را در هم ضرب کنیم یک جدول نه خانه ای بدست میآید که بهخوبی مسائل مورد بررسی مارا نشان خواهد داد. بیشترین وقت ما به توصیف و توضیح خانه های جدول زیرخواهد گذشت.
|
|
خلاء تئوریک |
ضعف در مدیریت توسعه |
ضعف در فرهنگ |
|
خلاء تئوریک |
خلاء تئوریک خلاء تئوریک (خلاء مفاهیم بنیادی) |
خلاء تئوریک مدیریت توسعه (فقدان الگوی توسعه پایدار هماهنگ) |
خلاء تئوریک فرهنگی ( فقدان مهندسی فرهنگ) |
|
ضعف درمدیریت توسعه |
ضعف در مدیریت توسعه تئوریک (ضعف در مدیریت تحقیقات) |
ضعف در مدیریت مدیریت توسعه |
ضعف در مدیریت توسعه فرهنگ |
|
ضعف در فرهنگ |
ضعف در فرهنگ تحقیقات (فرهنگ عمومی و تخصصی) |
ضعف در فرهنگ مدیریت توسعه |
ضعف در فرهنگ فرهنگ |
همانطور که از رنگ خانه های جدول پیداست، قلب همه چالشهای فوق مدیریت مدیریت توسعه است که نقطه استراتژیک برای حل کلیه چالشهاست.
